تبلیغات
حوا همین حوالیسـت - چااااالــــــش کتااااب












حوا همین حوالیسـت

از سـرم در بیاورم خود را؟

سلام.

چند وقت پیش، "پریـــــسا" کتابی بهم هدیه داد و تاکید کرد که کتاب خیلی خوبیه.

راستش،‌فرصت نشد بخونمش،‌تا اینکه همین چند روز پیش، بین مشغله های روزانه، درگیرش شدم.

انگار وارد دنیای جدیدی شده بودم.

شده بودم یه مرد کافه چی که  خودشو و روزمرگی هاش رو توضیح میده ، از صحبتهاش با دخترش"گل گیســو" میگه و از مشکلاتش با همسرش، و اینکه چقدر دوستش داره، از مردمی که تو کافه اش رفت و آمد می کنن و هر کدوم صاحب یه ماجرایی هستن و یه تحلیل از دیدگاه مرد شماره یکه داستان .

... و چقدر این فضا به من آرامش داد... و غرق شدم!

این کتاب، به چاپ چهلم رسیده و در جایزه ادبی اصفهان ازش تقدیر شده، در ضمن، برگزیده نظر سنجی روزنامه اعتماد از منتقدان به عنوان بهترین رمان سال 1386 هم هست.

بخونید ببینین، آقای "فرهاد جعفری" چه کرده با "کافه پیانو"{کلیک کنید}

***

من به چالش کتاب دعوت شدم، از طرف "علــــــــیرضا"، و قرار شده بود کتابی رو معرفی کنم و از چند نفر دیگه هم درخواست کنم، تا در این چالش شرکت کنن.

من دعوت میکنم از:

پریســـــا.زندگـی خصوصــــی من

ســــــارا. زیر چتر تو باران می بارد

محســـــــــن دیـــنــــــــارونـــــــــد

فاطمـه گل محمــدی.صفحـــــه باز

فاطمه. چمـــــــــدان خــــــــــــالی

 

 ***

بخشـــــــی از کتاب:

دخترک که دیده بود سَرَم گرم حرف زدن با تلفن است و وقت نمی کنم نگاهش کنم؛ لابد رفته بود پی قرتی بازی های دیگرش.چون نمی دیدم پشت پنجره خم شده باشد و در حالیکه دستش را زیر چانه اش پایه  کرده است؛ زیر چشمی پیانو را هم دید بزند. با چشم سومی که زن ها بی بُرو برگرد ؛کم کم یکی ازش دارند و هیچ هم معلوم نیست کجای بدنشان است.

می خواهم بگویم کسی نمی تواند انگشتش را بگذارد یک جای بدن زن ها و بگوید چشم سوم زنها این جای بدنشان واقع شده. چون مال هر کدامشان با مال آن دیگری فرق دارد و هر کدام؛‌با یک جای مخصوص به خودشان اطلاعات دور و برِشان و از جمله مردها را پردازش میکنند.

مثلا پری سیما؛ چشم سومش درست روی آخرین مهره گردنش قرار گرفته و برای همین است که هر وقت مقنعه سرش است؛ کمترین اطلاعی از پشت سرش ندارد و به این خاطر؛ دل آدم به حالش کباب می شود. که نمی داند دور وبرش چه خبر است.اما عوضش گل گیسو، چشم سومش باید جایی نُکِ انگشت هایش باشد. چون تقریبا جایی نیست که در حوزه دید زنانه اش نباشد...

 

 ***

 

 

 



برچسب ها:کافه پیانو، فرهاد جعفری، چالش کتاب، معرفی کتاب، جایزه ادبی اصفهان، روزنامه اعتماد،  
[ جمعه 28 شهریور 1393 ] [ 07:08 ق.ظ ] [ نفیسه ابراهیمی ] نظرات



      قالب ساز آنلاین