تبلیغات
حوا همین حوالیسـت - خوب فکر کن...












حوا همین حوالیسـت

از سـرم در بیاورم خود را؟

 

عادت کرده ام به اینکه با این همه افکار پریشان، نفس بکشم...

یکی هست همین اطراف، که همه زندگی اش خیلی راحت میگذرد! هم سن و سالیم! اما من قدر 20 سال دیگر او شاید فقط فکر کرده ام! زندگی اش را آسان می گیرد...

برعکس من... تا بخواهم تصمیم بگیرم، همه عزمم را جزم می کنم، کلی فکر میکنم، کلی میبینم و بررسی میکنم! آنقدر این کار را تکرار کرده ام که همه روندها را شاید در شرایط مطلوب، تنها ظرف چند ساعت انجام دهم...

یادم هست، قبل از سال تحویل یکی از  دوستانِ همین حوالی، گفت: این قدر خودت را مشغول نکن، به همه چیز اینقدر فکر نکن! هم وقتت هدر میره، هم انرژیتو از دست می دی...

راست میگفت... اما نه که بگویم عادت... بیشتر تفریح ذهنی ست!

و اوضاع شدیدتر می شود وقتی کسی را مثل خودت پیدا کنی ... تفریحتان بشود این:

بروید و بنشینید در کافه، و  برای مردم دور و برتان داستان بسازید!‌ و بعد "میز"‌را کسی حساب کند که امتیازش کمتر از آن یکی ست! به قول همان دوست "‌شرلوک هلمز" وجودی فعال بشود! وااای که  چه حس خوبی داشت... یادم هست همان زمانها هم برای داستان نویسی‌"حوزه هنری" کلی ایده در ذهنمان داشتیم! و من باز به لطف این همه فکر، داستانهای ایده آلی تری داشتم...

وقتی فکر میکنم، کلی هم تصور از همه چیز برای خودم دارم! قریب به اتفاق درست هم هستند...

- قرار بود فیلم ترسناک ببینیم! با همانهایی که وقتی بچه بودم جهت خاتمه بخشیدن به "چراهای من " از هر چه جن و روح و ترس بود... حرف می زدند... یادم هست عجیب مرا می ترساندند! بچه ی 7 ساله را در اوج بهت و کرختی رها میکردند و من می ماندنم و کلی "چرا" در ذهن! از همان 7 سالگی تا به الان کلی تصور از موجودات فوق در ذهنم بود! و قرار شد فیلم ترسناک ببینیم! وقتی هر کسی از ترس کله مبارکش را در نهانخانه ای، گم میکرد... نگاهم به فیلم بود و میگفتم از این بدتر هایش را هم تصور کرده ام! و در این فکر که شاید  افرادی مثل  «جورج رومرو» و " تیم برتون" هم مثل من بوده اند!

 این روزها فکر کم دارم، اما نگرانی زیاد! گاهی باید برای تفریح هم که شده، کمی فکر خواست...

خوب به دور و برم نگاه میکنم... دنبال واقعه ای می گردم که بشود به آن فکر کرد! و بتوان به رویاهای بدفرجام و گاه بی سر وته این روزها خاتمه بخشید...

بشود تمرکز کرد...

این روزها، همه جیز خوب است... خوبِ خوب... از همانهایی که می ترسی بعدش کلی طوفان برسد! اما با خودم عهد کرده ام دنیایم را سفت بچسبم... نگذارم از دستم در برود، به هیچ بهایی نفروشمش...

تا عاشق نشدم ... نفروشمش!

غرض از این همه حرف فقط این بود که...

"گاهی فکر نمیگذارد، عاشق شوی..."


پی نوشت: "چرا رفتی" از همایون شجریان، از آن هایی ست که آدم دلش میخواهد عاشق شود!:)

2. و گاهی همین فکر های بی سر وته، به یک سر و ته می رسند و کلی اتفاق خوب رقم میزنند! به هر چیزی که بهتان ربط دارد، عمیق فکر کنید!

3. من اصلا و ابدا منزوی و گوشه گیر نیستم!

[لینک دانلود " چرا رفتی" همایون شجریان]

 




[ سه شنبه 27 خرداد 1393 ] [ 05:47 ق.ظ ] [ نفیسه ابراهیمی ] نظرات



      قالب ساز آنلاین