تبلیغات
حوا همین حوالیسـت - "مثه" چی؟












حوا همین حوالیسـت

از سـرم در بیاورم خود را؟

 

مثه بچگی هام

مثه رویایی که رنگی بودنشونو به ماژیک هایی مدیون بودم که جیره هر هفته ام بود ند و به تعداد سنم تو هر بسته ایی ، ماژیک چیده بودند! "6" تا... !

مثه گواش  و آبرنگ هایی که دنیا رو باهاشون رنگ میزدم و رنگ میزدمو و رنگ میزدم!

مثه رنگ روغنی که از 11 سالگی دارم حسش میکنم و بومم رو به عطرش، سوگند میدم که ، هواشو داشته باشه...

 اما من ...

 

همه دنیامو، قده "مداد رنگی هام "دوس دارم.

قده لطافت و سخاوتشون!

قده تحملشون!

قده کوچیک شدنشون وقتی برای رنگی شدن دنیات حاضرن، از خودشون بگذرن و کاغذتو رنگ تصورت کنند!

قده ، خرده ریزه هاشون ... وقتی می خوای آسمونتو آبی کنی و حسشو نداری چار ساعت بشینی و مداد بکشی رو برگه ات! می تراشیش و خرده ریزه هاشو می پاشی رو سفیدی و با دستمال کاغذی، می مالیش رو تن سرد کاغذهای همیشگیت!

قده رنگ سفیدش... که شاید به درد نخوره،‌اما همین که هست... امید بقیه ست!

قده زرد و قرمزش که همیشه زودی کوچیک میشن و تموم میشن!

 

می دونین چیه؟

"مثه" های زیادی هست تو دنیا ...

   اما هیچی "مثه" " بچگی" نیست  



[ شنبه 2 فروردین 1393 ] [ 01:20 ق.ظ ] [ نفیسه ابراهیمی ] نظرات



      قالب ساز آنلاین