تبلیغات
حوا همین حوالیسـت - چند دانه فلسفه ی نارنجی












حوا همین حوالیسـت

از سـرم در بیاورم خود را؟

 

دوست دارم برایت پرتقال پوست بکَنَم. نارنجی و آبدار و ترش. نه "تامسون" که شیرین است و طعمش هیچ شباهتی به قیافه اش ندارد. ترش،جوری که وقتی می چشی، چشمانت را جمع کنی و لبهایت را جمع تر!

دستهایت نوچ بشوند.

بمالی شان روی ساق شلوارت!

بعد شروع کنی به تکه تکه کردن پوست پرتقال های باقی مانده ی کف بشقاب.

ریز و یکدست! همه شکل مثلث.

از این مثلث ها می فهمم ، انتخابهایت مرا یادِ مثلثات می اندازد و یونان!

یونان و افلاطون!

افلاطون و سقراط!

سقراط و فلسفه!

و فلسفه ی  ترش بودن پرتقال و جمع شدن چشمهایت!

+

 " یک زن از هر چیزی فلسفه می سازد"



[ شنبه 1 آذر 1393 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ نفیسه ابراهیمی ] نظرات



      قالب ساز آنلاین